پارت بیست :

شروع کردم به چرخ زدن توی اتاق، به کاشی‌های زیر پاهام نگاه کردم. یه کوچولو سیاه شده بود اما مهم نیست فدای سرم. راحت تمیز میشه، چیز مهمی نیست.
عین سربازها، دست به کمر اتاق رو متر کردم و توی فکر بودم.
واقعا خیلی دارم سخت می‌گیرم. من که دارم خودم رو می‌کُشم تا بتونم به سایفر نزدیک شم، بعد الان که موقعیتش پیش اومده دارم ادا آدمای دست نیافتتی رو در میارم؟
این مسخره‌ترین و احمقانه‌تر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • 𝓼𝓱𝓲𝓿𝓪

    5

    آخی آرکا چه تعجبی کرد 🥹😂

    ۴ ماه پیش
  • Melda

    2

    ولی جوری که رمانت خفن و قشنگه:)

    ۴ ماه پیش
  • hoda

    1

    من معتادم موادم پارته بهم میدی مگان جووووووون😅🤣🍓

    ۴ ماه پیش
  • ☆Diana☆

    25

    جوری که آرکا به آیناز قشنگ معلوم بود خیلی به میکائیل حسادت میکنه،،، بعد میگید آرکا حسادت نمیکنه😁😁😁😊😊 ولی وقتی آیناز گفت نظرش واسش مهمه یکم از حسادتش کم شد واسه همین تعجب کرد😁😁 ولی اگه در آینده میکائیل جلو آرکا به آیناز حرف عاشقانه بگه آرکا همون لحظه یه تیر خالی میکنه تو مغز میکائیل 😁😁😐😐

    ۴ ماه پیش
  • آوینا بابایی | نویسنده رمان

    آرکا خیلی حسوده....

    ۴ ماه پیش
  • ☆Diana☆

    11

    وقتی پای آیناز وسط باشه با همین حسادتش میتونه آدم بکشه(اصلاً هم منظورم میکائیل نیست ولی هست)😐😐😐😐

    ۴ ماه پیش
  • گلاریس

    5

    هرچه زود تر منتظرم که ایلین و میران وارد قصه بشننن

    ۴ ماه پیش
  • tannaz

    6

    میران که خیلی وقته وارد شده😑

    ۴ ماه پیش
  • لیلیث

    1

    ک به کیه قضیه چیهههههه اینا کیننننن کی وارد شدن

    ۴ ماه پیش
  • tannaz

    4

    بابا تو پارت شیش جلد اول برید ببینید هستن دیگه میران و دنیل شدن بادیگاردای جدید. ایلینم دوست دختر میران بود که تو دو یا نمیدونم چند پارت بعدش دنیل گفت مرده.

    ۴ ماه پیش
  • آوینا بابایی | نویسنده رمان

    آیلین زندسسس😭😭😭

    ۴ ماه پیش
  • cliche

    1

    اینایی که گفتی کین؟

    ۴ ماه پیش
  • tannaz

    2

    بابا میران دیگه همون که با دنیل شدن بادیگاردای جدید اون یارو که دپست دخترش مرده دوست دخترشم ایلین بود فک کنم

    ۴ ماه پیش
  • cliche

    1

    اها فهمیدم، منظورت از اون یارو که دوست دخترش مرد همین سایفره؟ چرا نمیگی سایفر یه راست😂 ولی آیلین نمنه، نه دوست دختر ارکا که اسمش ایلین نبود

    ۴ ماه پیش
  • tannaz

    1

    نه بابا میران اصن از سایفر اسمی اوردم؟

    ۴ ماه پیش
  • آوینا بابایی | نویسنده رمان

    بچه‌ها میران کاراکتر اصلی یکی از رمان‌هامه و اونجا دوست دخترش آیلین بود...رمانش پایان تلخ و بازی داشت به خاطر همین به پیشنهاد بچه‌ها، کاراکترای فرعی آرکانا هستن تا داستانشون به پایان برسه. میران که الان در حال حاضر توی رمانه و آیلین هنوز نیومده. و اینکه تمااام رمانای من توی یه دنیا اتفاق میفته و به

    ۴ ماه پیش
  • cliche

    1

    اها گرفتم چون نخوندم نمیدونستم؛ چه جالب

    ۴ ماه پیش
  • tannaz

    1

    عههه مگه نگفت مرده؟ یا من اشتباه متوجه شدم؟ 😂😂😂🤔🤔

    ۴ ماه پیش
  • پری

    3

    عالیه همینطوری پیش برو بزار ایناز و ارکا کنار هم باشنو میکائیل نیاد فقط لطفا پارت هاتو طولانی تر بزار لطفاااااااا

    ۴ ماه پیش
  • Tannaz

    4

    مگان جان علاقه زیادی به میکائیل داره بعید میدونم نیاد این وسط مسطا یه خودی نشون بده 😂😂

    ۴ ماه پیش
  • Tannaz

    1

    وایییییی دوست دختر سایفر که اریکا بود دوست دختر میران ایلین بود و اینطور که گفت مرده

    ۴ ماه پیش
  • قابلمه قرمه سبزی

    1

    وای عاشق نترس بودن آیناز قبل حادثه و ترسیدنش بعد از حادثه م😭😭🤭🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • hasti

    1

    Oooooh my goood عالیییی بوددد

    ۴ ماه پیش
  • حسنا

    1

    مگان منم لینک چنل روبیکاتو میخوامممم

    ۴ ماه پیش
  • لوسی

    1

    arcana_novel برو ***

    ۴ ماه پیش
  • سارا

    1

    arcana_novel

    ۴ ماه پیش
  • Sara

    1

    کیلیلیییی بالاخرههههه یه سکانس عاشقانهههه محشرهههه😂😂💃🏻💃🏻💃🏻

    ۴ ماه پیش
  • yekta

    1

    وایییی خدااا پارتووووو ببین🫀✨ عالی عالی بلاخره یه پارت نسبتا عاشقانه داشتیم 🥹

    ۴ ماه پیش
  • Aylar

    5

    فقط منم که از میکائیل خوشم میاد؟

    ۴ ماه پیش
  • سوفی

    1

    نه منم هستمممم

    ۴ ماه پیش
  • سوفی

    2

    حس میکنم الان که مگان جان به ما افتخاره یه صحنه تقریبااا عاشقانه رو داد صحنه عاشقانه بعدی قراره واسه ایشالا جلد سوم باشه////

    ۴ ماه پیش
کپی شد!